السيد موسى الشبيري الزنجاني

6995

كتاب النكاح ( فارسى )

مىگذارند بدون اينكه انشاء عقدى بخوانند و سپس به جهتى از جهات مهر آمده در عقد بعدى را متفاوت با آن مهر سرى قرار مىدهند . مثلًا قبلًا ثبوتاً ميلشان به مهريه كمى بوده است منتها قرار مىبندند كه اثباتاً براى اينكه به زن شخصيتى ظاهرى و اوهامى بدهند ، موقع عقد مقدار بيشترى را انشاء كنند . و يا به عكس ثبوتاً مهر كم نيست ولى اثباتاً به دليل اينكه مصلحت در تقليل مهر است ، مهر را كم معين مىكنند . مثل اينكه مهرها خيلى سنگين شده و براى مجتمع مشكل ايجاد كرده باشد . به جهت اينكه اين عادت را بشكنند و عادت‌ستيزى كنند ، مهر را كم معرفى كنند . هر دو گونه ممكن است تصوير شود . جهر زيادتر باشد يا اخفات زيادتر باشد . البته شهيد ثانى مقصود از آن را اينچنين گفته است كه در عقد علنى لفظى را بياورند مثل الفين ( هزار ) ولى مقصودشان از آن الف ( هزار ) مورد نظر در پنهان بوده باشد . در اينجا اقوالى وجود دارد كه به ذكر و بررسى آنها خواهيم پرداخت . شهيد ثانى مىگويد اين صورت را مرحوم شيخ متفرداً ذكر كرده است . ولى چنانچه خواهيم گفت هم شيخ متفرد در آن نيست و ابن براج و كيدرى هم آن را عنوان كرده‌اند و هم آنچه شيخ و تابعينش مطرح كرده‌اند در واقع صورت سوم است نه صورت دوم . صورت سوم : اين است كه مانند صورت دوم فقط يك عقد است و مهر مذكور در آن غير از مهر مورد نظر سرى است ، لكن فرقش با آن در اين است كه در اين صورت مقصودشان مثلًا از الفين ( دو هزار ) ، الف ( هزار ) مورد نظر در پنهان نيست ، بلكه با اينكه مقصودشان مهر بودن هزار درهم است ، ولى الفين را در الف استعمال نمىكنند . اين صورت را مرحوم صاحب جواهر آورده است و آن را بيشتر از صورت دوم قابل بحث و بررسى دانسته است و بلكه صورت دوم را غير قابل بحث و حكم در